شنبه,21 فروردين 1400
ورود

ورود

نام کاربری / ایمیل
رمز عبور
ذخیره سازی اطلاعات

  تماس بگیرید: 09331339899  اینستاگرام: sakeneravan.ir@

شفتالو

شفتالو

شفتالو!

مولانا با توجه به طول مدت شاعری اش (حدود پانزده سال) و حجم مثنوی و دیوان شمس، جزو شعرای پرکار محسوب می شود. 

بر اساس یک تقسیم بندی، می توان کلمات به کار رفته در آثار او را به سه دسته تقسیم کرد. دسته اول کلماتی که برای عموم مردم شناخته شده است. دسته دوم کلماتی که فقط ادیبان به کار می برند و مردم عادی کمتر معنای آن را می دانند یا کمتر به کار می برند. دسته سوم کلماتی که برای مردم شناخته شده است ولی استفاده از آن در دیوان یک شاعر عارف، ما را متعجب می کند و قبل از خواندن متن، نمی توانیم حدس بزنیم که مولانا در آن مورد بخصوص چه گفته است.

یکی از این کلمات، کلمه شفتالو است. اگر به شما بگویند مولانا در اشعار خود کلمه شفتالو را به کار برده، شما نمی توانید حدس بزنید که در باره شفتالو چه گفته است.

این کلمه در مثنوی به کار نرفته است ولی در دیوان شمس 12 بار استفاده شده.

یکی از موارد آن در غزل 2444 است. این غزل جزو عالی ترین و پرمغز ترین غزلیات دیوان شمس (یا دیوان کبیر) است که رئوس جهانبینی مولانا را انعکاس داده است. 

غزل با این بیت شروع می شود:

چون در شوی در باغ دل مانند گل خوشبو شوی

چون بر پری سوی فلک همچون ملک مه رو شوی

تا این که بعد از چند بیت می رسد به این قسمت:

سر در زمین چندین مکش! سر را برآور شاد کش

تا تازه و خندان و خوش چون شاخ شفتالو شوی 

معنای آن این است که سر بلند کن و آسمانی شو. به زمین نچسب. از بند تعلقاتت رها باش. در آن صورت مانند شاخته درخت شفتالو، زیبا، با نشاط و خندان خواهی بود.

منشاء بسیاری از رنج های ما، آن است که یا در گذشته سیر می کنیم یا در آینده. اما حیوانات و گیاهان، در لحظه اند. اگر ما هم بتوانیم در لحظه بودم را روال عادی زندگی خود کنیم، از رنج ها فراغت می یابیم.

در این باره در پست ها بعد بیشتر توضیح خواهم داد

 

 

 

 

کلیک: 103 بار - بروزرسانی در یکشنبه, 28 ارديبهشت 1399 18:37
رای شما

دیدگاه خود را ارسال نمایید