شنبه,21 فروردين 1400
ورود

ورود

نام کاربری / ایمیل
رمز عبور
ذخیره سازی اطلاعات

  تماس بگیرید: 09331339899  اینستاگرام: sakeneravan.ir@

خواسته من و اراده او

یکی از مهمترین و اساسی ترین دلائل ناراحتی ها و رنج های ما آن است که برای رسیدن به هدفی برنامه ریزی و اقدام می کنیم اما به هدف نمی رسیم. خواسته ما تحقق پیدا نمی کند.

ممکن است شرایط جامعه و حکومت مانع رسیدن ما به هدفمان شود یا اهمال و کم کاری خودمان یا بدخواهی و حسادت برخی نزدیکان یا هر عامل دیگری.

حال سوال بسیار مهمی که می تواند در این شرایط حال ما را خوب کند این است:

 آیا من که به خواسته ام نرسیدم، اراده پروردگار هم محقق نشد؟ من نرسیدم. خدا هم نرسید؟

فقط کافی است در این سوال، اندکی تأمل کنیم. جواب خود به خود ظاهر می شود. خواسته من محقق نشد ولی خواسته او، تحقق یافت. به زبان خودمانی، من به خواسته ام نرسیدم اما او به خواسته اش رسید.

مهم نیست به چه علت خواسته و هدف شما محقق نشده است. آیا اوضاع نابسامان مملکت بوده است یا اهمال خودتان. مهم این است که هیچ علت و عاملی، خارج از خواست و اراده کل، رخ نمی دهد. 

اگر احساس قرابت با پروردگار خود می کنی، در این موارد، خواهی گفت: امر، امر توست و من راضیم. اما اگر دلت با روح کلی که اداره کننده جهان است، صاف نباشد، نمی توانی با این مطلب کنار بیائی و رنج و ناراحتی تو ادامه خواهد یافت.

مولانا کسانی را که اراده خداوند را پذیرا هستند به دو دسته تقسیم می کند. عاقلان و عاشقان.

عاقلان، پی برده اند که همه کاره جهان نیستند و امر عالم، دست اوست. بر این امر، الزاماً و اجباراً گردن نهاده اند.

اما عاشقان، چنان دوستدار خدا هستند،که اصلا خواسته ای جز آنچه خدا بخواهد ندارند.

اینها عاشقانه بر قضای الهی گردن نهاده اند.

مولانا هر دو گروه را می ستاید.

اما رتبه عاشقان را بالاتر قرار می دهد.

 .

عاقلان از بی مرادیهای خویش

با خبر گشتند از مولای خویش

عاقلان، از این که هدفشان تحقق نیافت، پی می برند که امور جهان، در دست خداست

بی مرادی شد قلاووز بهشت

حفت الجنة شنو، ای خوش سرشت

به خواسته ها نرسیدن، راهنمای رسیدن به بهشت شد. آیا نشنیده ای که بهشت، در سختی ها پنهان شده است؟

که مراداتت همه اشکسته پاست

پس کسی باشد، که کام او رواست؟

همه خواسته های تو، ناقص است. حتی آنها که تحقق یافته است. آیا کسی را سراغ داری که به همه خواسته های خود رسیده باشد؟

پس شدند اشکسته اش آن صادقان

لیک کو خود آن شکست عاشقان ؟

عاقلان، از سر صدق، در درگاه او به پذیرش رسیدند. ولی پذیرش و تسلیم عاشقان، چیز دیگری است

عاقلان اشکسته اش از اضطرار

عاشقان اشکسته با صد اختیار

عاقلان از سر ناچاری، تسلیم او شده اند و عاشقان، با اختیار خود، خود را شکسته اند

عاقلانش بندگان بندی اند

عاشقانش شکّری و قندی اند

تسلیم عاقلان، مانند بندی است بر دست و پای ایشان و همراه با کراهت است ولی عاشقانش، از سر میل و رغبت، خود را تسلیم درگاه او کرده اند. پس گویا غرق در قند و شکر هستند.

.

این بیت آخر را حفظ کنید و مانند ذکر تسبیح تکرار کنید.

.

من به خواسته ام نرسیدم. ولی اراه او تحقق یافت.

.

آیا این نگاه، می تواند به شما آرامش دهد؟

لطفا نظرات خود را کامنت کنید

 

 

 

کلیک: 93 بار - بروزرسانی در سه شنبه, 06 خرداد 1399 17:21
رای شما

دیدگاه خود را ارسال نمایید