دوشنبه,04 مهر 1401
ورود

ورود

نام کاربری / ایمیل
رمز عبور
ذخیره سازی اطلاعات

  تماس بگیرید: 09331339899  اینستاگرام: sakeneravan.ir@

مادر همه بازیها

کتاب وضعیت آخر اثر تامس ای هریس و ترجمه اسماعیل فصیح

صفحه 68

به عقیده من ریشه و اصل تمام بازی ها، همان بازی کودکی است که به سادگی می توان آن را در گروه بچه های سه ساله در حال بازی، مشاهده کرد.

بازی « مال من بهتر از مال توست»

{یا بازی من از تو بهترم}

این بازی از آن رو (از دید بچه) خوب است که تسلائی موقتی برای «کودک» است.

کودکی که در وضعیت طاقت فرسای «من خوب نیستم شما خوب هستید» قرار دارد.

لازم است درک کنیم وضعیت «من خوب نیستم شما خوب هستید» چه معنائی برای بچه سه ساله دارد.

من خوب نیستم یعنی:

من نیم مترم

کوچکم

ضعیفم

ناتوانم

بی دفاعم

کثیفم

هیچ کاری را نمی توانم درست انجام دهم

دست و پا چلفتی ام

(نا کافی ام)

و قوه بیان درست و حسابی ندارم که برای شما تشریح کنم این چه احساسی است.

شما خوب هستید یعنی:

شما ها دو متر هستید

بزرگ هستید

قوی هستید

همیشه کارها را درست انجام می دهید

جواب همه چیز را می دانید

زرنگ هستید

مرگ و زندگی من دست شماست

می توانید مرا کتک بزنید و مجروح کنید ...

و با همه اینها شما هنوز خوب هستید.

در این اوضاع و احوال غیر منصفانه ی اول زندگی، هرگونه تسکینی خوب و تسلی بخش است.

یک لیوان بزرگ تر بستی

همه را هل دادن و سر صف ایستادن

خندیدن به اشتباهات خواهر بزرگتر

زدن برادر کوچکتر

لگد زدن به گربه

داشتن اسباب بازی تازه

همه اینها بازی های روانی اند و تسکین موقتی می بخشند

اگرچه او می دند که در پایان روز بدبختی دیگری به شکل یک تنبیه، یا پنجول خوردن از گربه یا کتک خوردن از بزرگ ترها در انتظارش است یا ممکن است بچه دیگری را ببیند که اسباب بازی های بیشتر و بهتری دارد.

اما برای بزرگ تر ها ...

بزرگتر ها هم در نوع پیچیده تری از باری «مال من بهتر از مال تو است» وارد می شوند.

عده ای تسکین موقت را از راه

جمع آوری مال و منال پیدا می کنند

یا

زندگی کردن در خانه ای بزرگتر و بهتر از خانه فلان کس

یا 

حتی مبالغه کردن در فروتنی: من از شما درویش تر هستم

این نمایش ها هم که بر اساس گفته آدلر «راهنمائی های خیالی» هستند، فقط امکان تسکین های موقتی با خود دارند.

اگر چه شخص می داند که در پایان روز، بدبختی تازه ای به شکل

قسط های هولناک

وام بانک

صورتحساب های وحشت آور

و مخارج دیگر 

در انتظارش است. 

ـــــــــــــــــــــــــ

من می خواهم ثابت کنم که از تو بهترم. از نظر مالی، یا قدرت بدنی، یا وضعیت اجتماعی، یا تقید مذهبی یا مدرک تحصیلی یا هزاران چیز دیگر.

این مرض گاه به قدری ما را ناخوش کرده است که سعی می کنیم با مریض تر نشان دادن خودمان، برتری جوئی کنیم یا با فقر و بدبختی مان

مثلا می گوئیم حالم بد است. شده ام کلکسیون مریضی (یعنی من از همه مریض ترم) 

یا می گوئیم هیچکس اندازه من بدبخت (یا فقیر) نیست.

از عادی بودن، معمولی بودن و ویژه نبودن فراری هستیم

ـــــــــــــــــــ

این، منشأ بسیار از رنج های ما است.

نه. این منشأ همه رنج های ماست.

بودا گفت: وقتی که من نباشد، مسأله ای وجود نخواهد داشت.

 

 

 

 

کلیک: 334 بار - بروزرسانی در پنج شنبه, 22 خرداد 1399 18:17
رای شما

دیدگاه خود را ارسال نمایید