شنبه,08 بهمن 1401
ورود

ورود

نام کاربری / ایمیل
رمز عبور
ذخیره سازی اطلاعات

  تماس بگیرید: 09331339899  اینستاگرام: sakeneravan.ir@

چرا احساس بیفایده بودن می کنیم؟

دیروز در جلسه آیینه که با برخی دوستان به بررسی اندیشه های #مولانا می پردازیم، دوست عزیزی پرسیدند

چرا گه گاه (بخصوص بعد از سال های جوانی ) احساس بی اثر بودن می کنیم؟ گویا در همه عمر، در برابر اتفاقات منفعل بوده ایم و هیچ تاثیر مثبتی به جا نگذاشته ایم.

سوال مهمی است و مبتلابه خیلی افراد.

پاسخ از چند منظر می تواند داده شود. هم #روانشناسی و هم #عرفان

باتوجه به فرصت جلسه، دو پاسخ داده شد.

منظر اول:

این #احساس_منفی بر این #باور متکی است که ما موظفیم در طول حیات خود، #تغییر_مثبت در این دنیا به وجود آوریم.

گویا بخشی از کارهای جهان معطل مانده بود و ما متکفل آن بودیم و باید آن را تکمیل می کردیم.

وقتی ببینیم تاثیر_شگرفی از خود به جا نگذاشته ایم، #افسرده می شویم.

همچنین این احساس، ریشه در #مقایسه خودمان با برخی افراد دارد که امروزه به مدد #فضای_مجازی ، #مشهور و #معروف شده اند. لذا می گوییم چه می شد اگر من هم می توانستم مثل فلان افراد معروف و #تاثیر_گذار باشم.

خلاصه می توان گفت

وقتی #مکانیزم_ذهن و شکل گیری اداراکات در آن و شکل گیری #هویت یا #من در آن را بشناسیم، در خواهیم یافت که زیستن ما در #دنیای_ذهنی خودمان، چیزی است بسیار شبیه به رویا دیدن یا #خواب دیدن.

دکتر #وین_دایر در کتاب «باور کنید تا ببینید» بر این موضوع تاکید کرده و آن را باز کرده است.

من دیشب خواب دیدم با برخی دوستان، به یک ماموریت کاری رفتیم. خواب ناراحت کننده ای بود. کسی به من احترام نمی گذاشت. مرا به عنوان #آبدارچی انتخاب کردند. از بین همه ماشین های شرکت هم یک وانت_پیکان کهنه به من دادند. هی با خودم می گفتم این رئیس ها با #تویوتا_هایلوکس می روند و #من_بیچاره با وانت #پیکان. هر طور بود رفتیم و ماموریت تمام شد و برگشتیم.

وقتی بیدار شدم نفس راحتی کشیدم. خدا را شکر که همه اش خواب بود. من نه تدارکات چی  هستم نه ماشینم پیکان است.

اما و هزار اما آنجا درخواب درحین ماموریت، نکته ای برای من روشن شد که به درد بیداری من می خورد. خواب جالبی بود. در دل خواب که بودم اذیت شدم ولی بعد دیدم که خواب من برای بیداریم دستاورد داشته است. این مرا راضی می کرد. در بیداری، نه اثری از پیکان بود نه تویوتا! اما راه حل یکی از #مشکلات قدیمی خود را یافته بودم.

_

زندگی امروز، مانند خواب است.

مهم نیست چگونه می گذرد. در #فقر یا #ثروت. در #شهرت یا گمنامی. مهم آن است که وقتی از خواب #زندگی بیدار می شوی، ببینی آیا خواب تو، برای #بیداری ات دستاوردی داشته است یا نه.

آیا بعد از بیداری، می توانی راه خود را به راحتی طی کنی یا احساس گرفتگی داری. آن مهم است.

پس به بیداری خودت فکر کن نه اثری که در این جهان از خودت به یادگار می گذاری.

آزادباش #آزاد 

منظر دوم:

در پست قبل گفتیم که گه گاه بخصوص بعد از سنین جوانی ممکن است با این احساس مواجه شویم که فرد موثری برای خود و جامعه نبوده ایم و این احساس، کام ما را تلخ کند و نوعی عدم رضایت از خویشتن را به صورت دائمی با خود داشته باشیم.

در قسمت قبل گفتیم که اگر با مکانیزم ذهن آشنا شویم، کشف خواهیم کرد که دنیای ذهنی، مانند یک خواب است. اتفاق هایی که در خواب می افتد مهم نیست. مهم آن است که ما از آن اتفاقات در راستای بیداری خود استفاده می کنیم یا نه.

امروز مطلب را از منظر دیگری مورد بررسی قرار می دهیم.

هر کدام از ما، خود را یک فرد منفرد و جدا از بقیه و جدا از جهان تصور می کند. اما واقعیت امر، این نیست.

ما به نحو عجیب و شگفت انگیزی به یکدیگر متصل هستیم.

این اتصال، آنقدر وثیق و محکم است که جدایی ما در برابر آن وحدت و اتصال، سرابی بیش نیست.

این گونه می توان مثال زد:

دریایی هست بی حد و کنار. بر روی این دریا امواجی به وجود می آیند. برای لحظاتی دوام دارند و بعد به بیکران دریا باز می گردند.

امواج، گرچه از نظر شکل و بزرگی و برخی خصوصیات دیگر متفاوتند ولی همه، امواج این دریا هستند و در پشت پرده، از یک جا نشأت گرفته اند.

آن دریا، دریای وجود است و آن امواج، من و تو و سایر موجودات.

اگر عملی را من انجام دهم، در واقع دریای وجود انجام داده است و اگر عملی را دیگری انجام دهد، باز همین طور.

دریای وجود می خواهد که فلان واکسن کشف شود. مهم نیست به دست من یا تو

دریای وجود می خواهد فلان کتاب فوق العاده، نگاشته شود. مهم نیست به دست من یا تو

در پس پرده، من با همه افراد دیگر، متصل هستم.

اگر او تاثیر مثبتی از خود به جای گذاشته است، به پای من هم نوشته خواهد شد و بالعکس

اگر او تاثیر منفی از خود به جا گذارد، به پای من هم نوشته خواهد شد و بالعکس

ما همه یک تن هستیم.

 

کلیک: 361 بار - بروزرسانی در پنج شنبه, 29 خرداد 1399 16:37
رای شما

دیدگاه خود را ارسال نمایید