شنبه,21 فروردين 1400
ورود

ورود

نام کاربری / ایمیل
رمز عبور
ذخیره سازی اطلاعات

  تماس بگیرید: 09331339899  اینستاگرام: sakeneravan.ir@

هویت یا حقیقت؟

من واقعا کیم؟

این سوال مهمی است که هر کسی بارها از خود پرسیده است. از آنجا که ما نزدیک ترین فرد به خودمان هستیم، گمان می کنیم پاسخ این سوال را می دانیم. من فلانی هستم فرزند فلان آقا و خانم زاده فلان تاریخ در فلان شهر و کشور. به فلان قوم و قبیله تعلق دارم. مدرک تحصیلی ام فلان است و وضعیت مالیم فلان طور. وضعیت جسمانی از قبیل چهره، رنگ پوست و قدرت بدنی هم در شکل گیری تصویری از ما در ذهن خودمان نقش دارد. همچنین آنچه دیگران در باره ما گفته یا می گویند. تو باهوش یا کودن هستی، تکیه گاه منی، پدر یا مادر بی مسئولیتی هستی و مانند این ها.

این ها، میله های زندان ما هستند. این زندان برای ما آشناست. زندان را می شناسیم، پس گمان می کنیم خودمان را می شناسیم. ما از نسبت های فامیلی خود، طبقه اجتماعی، موقعیت شغلی و مالی خود، زیبائی چهره و اندام خود کسب هویت می کنیم. من آنم که ... به جای این سه نقطه، انواع و اقسام عنوان ها را قرار می دهیم. من، پدر یا مادر خوبی هستم، کارمند یا کارگر وظیفه شناسی هستم. مدیر توانمندی هستم، تاجر یا کاسب مورد اعتمادی هستم. شهروند قانونمندی هستم و مانند این ها.

#مولانا صریحاً می گوید: تو هیچکدام از اینها نیستی. #حقیقت تو، #هویت تو نیست. هویت، پوسته ای است بر روی ژرفای درونت. همان عمقی که از آن غافلی و با آن بیگانه شده ای. همان نیستانی که از آن بریده شده ای.

تو به هر صورت که آیی بیستی (بایستی)

که منم این، والله آن تو نیستی

تو به هر زبان و بیانی خودت را تعریف کنی، آن، تو نیستی. حقیقت تو، آن ژرفای عمیق درون تو، تحت هیچ تعریفی نمی گنجد.

 این تو کی باشی؟ که تو آن اوحدی

که خوش و زیبا و سر مست خودی

چطور خودت را به این عناوین (به این میله های زندان هویت) محدود می کنی؟ تو آن یگانه وصف ناشدنی هستی که شادی عمیقش از درون خودش می جوشد.

مرغ خویشی، صید خویشی، دام خویش

صدر خویشی، فرش خویشی، بام خویش

شکار و شکارچی تو هستی، بالا و پائین هم تو هستی. 

 

انسان، از نگاه مولانا، پرتوی از #آگاهی است که می تواند به عظمت کل #هستی باشد.

ارتباط ما با آگاهی درونی قطع شده است و در #ترس و #اضطراب افتاده ایم. از این رو با میله های زندانمان به یکدیگر فخر می فروشیم.

.

از خودمون سوال کنیم

من خودمو چی می دونم و چی نمی دونم؟ چه چیزهایی هستم؟ چه چیزهایی نیستم؟ روی کاغذ برای خودمون بنویسیم. چیز جالبی میشه.

مثلا من فک می کنم الف، ب و پ هستم اما ت، ث و جیم نیستم. لیست کنیم برای خودمون. بعدا می گم این لیست به چه دردی می خوره 

کلیک: 20 بار - بروزرسانی در شنبه, 23 اسفند 1399 18:19
رای شما

دیدگاه خود را ارسال نمایید