شنبه,21 فروردين 1400
ورود

ورود

نام کاربری / ایمیل
رمز عبور
ذخیره سازی اطلاعات

  تماس بگیرید: 09331339899  اینستاگرام: sakeneravan.ir@

سال جدید و تصمیم های سرنوشت ساز

در ابتدای سال 1400 هستیم.

به خاطر موفقیت هایت خوشحال هستی و به خاطر شکست هایت ناراحت؟ بر اساس کدام ملاک و معیار؟

 وقتی که به وضعیت حال حاضر خود می نگریم، سطحی از رضایت یا عدم رضایت را در خود احساس می کنیم.

به گذشته خود می نگریم و با خود می گوئیم 

چه خوب شد که در فلان موقعیت آن تصمیم را گرفتم. دعوت فلان کس را اجابت کردم (یا رد کردم). فلان شغل را انتخاب کردم (یا از آن بیرون آمدم) با فلانی ازدواج کردم (یا از او جدا شدم) سهام فلان شرکت را خریدم (یا فروختم) وگرنه الان خانه نداشتم یا در فلان موقعیت شغلی نبودم یا داماد (عروس) فلان خانواده نبودم یا در بورس چقدر متضرر می شدم و امثال اینها

شاید هم بر عکس این موارد باشد. 

چه بد شد که در فلان موقعیت آن تصمیم را گرفتم (یا نگرفتم) و ... و در نتیجه موقعیت شغلی ام تنزل پیدا کرد یا فلان کس را از دست دادم یا فلان مقدار در بورس متضرر شدم یا ...

معمولا در ابتدای سال یا ابتدای موقعیت های خاص، مثل شروع سال تحصیلی، لیستی از تصمیم های مهم را برای خود ردیف می کنیم تا بلکه با عملی کردن آنها، سرنوشت خود را بسازیم.

یک خبر خوب برایتان  دارم و یک خبر بد.

خبر بد این که این تصمیم گیری ها گرچه وضعیت زندگی شما را تحت تاثیر قرار می دهند اما روی سرنوشت شما تاثیری ندارند. یعنی شما نمی توانید با این دقت ها و تیزبینی ها سرنوشت نیکو برای خود رقم بزنید.

خبر خوب این که سرنوشت واقعی و نهایی شما، تنها و تنها در دستان خود شماست و نه عوامل متعدد بیرونی. تنها یک تصمیم هست که می تواند سرنوشت شما را متحول کند.

آن تصمیم این است: عزم کنید که از خواب زندگی بیدار شوید.

بسیاری از انسان ها هنور موقع بیدار شدنشان فرا نرسیده است. پس دنبال چیزی می روند که وضعیت زندگی آنها را بهبود بخشد.

برخی دیگر شوق و اشتیاقی برای بیداری دارند اما امکان رسیدن به آن را منتفی می دانند. گویا امیدی ندارند که این بیداری، رزق و روزی ایشان شود.

مولانا می گوید:

پس ز نومیدی بود کان کور بر درها رود

داروی دیده نجوید جمله ذکر نان کند

 آن فرد کور که برای گدائی به در خانه دیگران می رود، می داند که کور است. اما امیدی به بینا شدن ندارد. وگرنه نه به جای آن که طلب نان کند، سراغ چشم پزشک و داروی چشم را می گرفت.

ــــــــــــــــ

مهم نیست الان ثروت تو چقدر است و ده سال بعد چقدر

ده سال دیگر وضعیت ازدواج و فرزندان تو چگونه است

چه مدرک تحصیلی داری و در چه شغلی مشغول هستی

در کدام کشور و با چه امکاناتی زندگی می کنی.

همه اینها مانند نان است برای آن فرد کور.

آنچه اهمیت دارد این است که بتوانم نه با زبان بلکه از عمق جان بگویم 

من چه کسی هستیم و اینجا (در زندگی زمینی) چه می کنم؟

این، کشف گوهر زندگی است که وابسته به وضعیت زندگی نیست. همچنان که دریا، به شکل امواج وابسته نیست.

 

از احساس خود بگوئید. چقدر مشتاق بیداری معنوی هستید؟ کسانی را می شناسید که اینها را عملی نمی دانند و فقط مشتی شعار و خیال پردازی شاعرانه می پندارند؟ 

 

کلیک: 12 بار - بروزرسانی در یکشنبه, 01 فروردين 1400 15:34
رای شما

دیدگاه خود را ارسال نمایید