شنبه,21 فروردين 1400
ورود

ورود

نام کاربری / ایمیل
رمز عبور
ذخیره سازی اطلاعات

  تماس بگیرید: 09331339899  اینستاگرام: sakeneravan.ir@

سمت پنهان کوه یخ

وقتی که به یک کوه یخ می نگریم ابتدا این تصور در ما پدید می آید که این کوه یخ، همین است که به چشم ما می آید. ولی وقتی نظر داشمندان زمین شناس را می بینیم، شگفت زده می شویم. آنچه از یک کوه یخ، در زیر آب است و دیده نمی شود، تقریبا ده برابر آن مقداری است که دیده می شود.

این شبیه چیزی است که در مورد کسانی مثل حافظ، مولانا و عطار می توان گفت.

بیشتر مردمی که نام مولانا را شنیده انداو را به عنوان یک شاعر می شناسند. یک شاعر در جمع شاعران. بسیاری از ما هم در کتب درسی خود ابیاتی از او را خوانده ایم یا از حفظ داریم اما جنبه شاعری جلال الدین محمد رومی، تنها قسمت پیدای کوه یخ است. مولانا بیش از آن که یک شاعر یا ادیب باشد، یک عارف و یک انسان شناس بود. 

مولانا در بررسی و تحلیل ابعاد پنهانی روح و روان آدمی چنان دقیق، ظریف و نکته سنج است که وقتی با او همنشین می شوی گویا در مقابل آیینه ای قرار گرفته ای که ابعاد درونی تو را به تو نشان می دهد.

آن کس که به دنبال شعر و ادبیات است، شاعرانی چیره دست تر از مولانا را هم می تواند بیابد و با ایشان مانوس باشد. اما کسانی که به دنبال خوشناسی و کشف بیکرانگی درون هستند، کسانی که می خواهند با خویشتن خود و جهان هستی به صلح برسند و از زندگی آمیخته به مرگ رها شوند آبشخوری نیکوتر از مولانا نخواهند یافت.

مولانا برای کسانی که جان خود را به روی سخن او بگشایند، به مثابه آب حیات است.

آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن

آینه صبوح را ترجمه شبانه کن

ای پدر نشاط نو! بر رگ جان ما برو!

جام فلک نمای شو وز دو جهان کرانه کن

...

رای شما

دیدگاه خود را ارسال نمایید